نوشته شده توسط : maryam

 

 

 

می گویم بیا بازی کنیم ، ولی تو که به این آسانی ها راضی نمی شوی ، کلی شرط داری برای خودت !

همه را می پذیرم ، قبول ...

آن عروسک چشم آبی ام مال تو ، صندوقچه شکلات هایم هم پیشکشت ، حالا می آیی بازی ؟

قبول می کنی به ناچار ( دروغ نگو که من اکراه را در آن چشمان سیاهت دیدم )

بازی شروع شد ، حالا منم و تو و دل شیشه ای ام روی دایره است .

وسط بازی شیطنت ام می گیرد ، جر می زنم و یواشکی چشمانم را به چشمان سیاه تو می دوزم .

راستی چشمانت چرا رنگ عوض می کند مثل دلت ؟

من وسط بازی چشمانت را تیله ای دیدم ، چشمانت را به تیله های روی میز دوخته ای ...

باز بهانه می گیری و اینبار تیله های بازی را می خواهی ...

باز بهانه می گیری و بازی نمی کنی ...

دیگر بهانه برای چه است ؟

دلیل و بهانه دلم بود که آوردم ...

 

 

... اگر دل دلیل است آورده ایم ...  

..............................................................

 

 

دفتري گر بنويسند ز خوبان جهان
تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستي

 

 ......................................

صد جفا گل مي كند بلبل تحمل مي كند
دوستي آن است كه بلبل مي كند

 

 ...........................

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

 

 ........................


به خاطر خاطره هايت خاطرت در خاطرم خاطره انگيز ترين خاطره هاست ...

 

 ............................

بودنت يك جور نبودنت يك جور ، توي اين دنياي جور وا جور ، دوستت دارم بد جور

 

............................ 

يا رب دل دوستان پر از غم نكني ، با تير بلا قامت ما خم نكني


اي چرخ تو را به قرآن سوگند ، يك مو ز سر عزيز ما كم نكني

.............................
 

ميگن فوتباليستا يك رفيق تو دنيا دارن ، اون هم توپه

 

 ............................

از من اي هستي من دور مشو كه مرا بي تو تمنايي نيست

................................ 


نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم : زندگی بی تو هرگز !

.............................. 


آنچه زيباست عزيز نيست
آنچه عزيز است زيباست
و تو عزيز تريني

...................... 

قشنگ ترين لحظه هامو با سخت ترين دقايقت عوض مي كنم تا بدوني چقدر دوستت دارم

.............................

 

اي ناز تو بهترين سرآغاز


چشمي به نياز ما بينداز...


به خدا غير تو اي راحت جان، در دلم بهر كسي جايي نيست

منم مي خوام فوتباليست بشم
چون تو خيلي توپي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير



:: بازدید از این مطلب : 119
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
تاریخ انتشار : 26 ارديبهشت 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : maryam

زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست هر كسي نغمه ي خود خواندو از صحنه رود ، صحنه پيوسته به جاست ، خرم آن نغمه كه مرد بسپارند به ياد.

.................................

خداوندا تو مي داني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي مي كشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است.

................................

 

کاش یاد بگیریم ...

اجباری نیست ...

اما چه خوب است که بیاموزیم دوست داشتن را

اجباری نیست ...

اما چه زیباست که همه جا شکستن غرور به معنای کم آوردن نیست

کاش بیاموزیم ...

که همیشه بودن در فریاد زدن نیست

کاش بدانیم که ما بیش از آنکه می اندیشیم به هم محتاجیم

که همیشه برای دیدن دیگران ، توجه کردن به آنها نباید به انتظار فریاد آنها بنشینیم

آری ، می توان در سکوت هم آنها را حس کرد ، درک کرد و فهمید

 

که برای بخشش دیگران الزامی به مرگشان نیست ،می توان تا وقتی در کنارمان هستند ببخشیم

اجباری نیست که بدانیم ... کاش بدانیم ...

می شود هنوز هم عشق آموخت ، می توان عشق تقدیم کرد

می توان تقدیم کرد و پشیزی به پشیزی نفروخت

اجباری نیست که بدانیم اما ای کاش اجبار بود

اما بدانیم که کاش هم دور از دسترس نیست ، همین نزدیکی هاست

.



:: بازدید از این مطلب : 148
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
تاریخ انتشار : 27 فروردين 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 صفحه بعد